ابراهيم عاملي ( موثق )
421
تفسير عاملي ( فارسي )
كرده است كه بتورات رفتار نكردهاند و من چون رفتار مىكنم مورد سرزنش نيستم و بمفاد قرآن شما كارم پسنديده است و موظَّف بپذيرش اسلام نيستم ، چون كعب اين جور پاسخ داد عمر او را رها كرد و او روانه ى سفر خود شد تا بحمص رسيد كه از شهرهاى شام است ، آنجا شنيد مردى اين آيه را مىخواند : * ( ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ ) * تا آخر ) كعب گفت : اى خدا ايمان پذيرفتم اى خدا مسلمان شدم و ميترسيد كه مفاد اين آيه او را فرا گيرد و چون از شام برگشت بيمن نزد خانواده ى خود ، همه را مسلمان كرد و بمدينه آورد ، با صرف نظر از درستى و نادرستى اين حكايتها معلوم است كه قرآن براى سخن گفتن با مردم بوده است ، و هرچه مىشنيدهاند خوب مىفهميدهاند يا مىپذيرفتهاند و يا از خود سرسختى و لجاج مىنمودهاند پس ما براى اينكه بدانيم آن روز چه مقصودى از اين جمله ها بوده است كافى است كه معنى ظاهر كلمات را در نظر بگيريم و بگوئيم : آن مردم سوابقى را مىدانستهاند و در نظر يهود و كتابخوانده ها قضيّه ى اصحاب سبت روشن و معلوم بوده است و اين جمله ها با اين سبك تهديد و تذكر گذشته ى دردناك كه ياد آن آنها را مى - لرزاند بسيار مؤثّر بود در تحريك و تخويف آن مردم چنان كه اثر كرد و براى هميشه هم تأثير خاص خود را باقى گذارده است . 2 - بطورى كه در مقدمّه ى جلد اوّل نوشتهام بقول گوته شاعر آلمانى : كسى كه اول قرآن را مىخواند و نمىفهمد در نظرش ناپسند و زننده است ولى آنكه مأنوس بسبك و جملات قرآن مىشود مجذوب آن مىگردد ، اكنون اين آيه براى ما كتاب - خوانده ها كه آشنا بتاريخ و سير و عبر روزگار هستيم تهديد سختى است كه مغرور بوكالت و وزارت و ثروت نشويم و از دل و جان مؤمن بوظيفه ى خود باشيم و از حدود خود تجاوز نكنيم كه امر خدا و فرمان او تخلف ندارد ، بهترين نمونه ى نمودارى اين گونه تهديد دو جنگ جهانى است كه در اين مدّت كوتاه عمر ما چه گونه قدرتها و ثروتها را نابود كرد و هزاران بار بدتر از قضيّه ى اصحاب سبت و برگشتن صورتها به عقب ميليونها مردم گرفتار شدند ، مانند آثار منقول از بمب اتم در جزاير هيروشيماى